
حرف های خوب
درسینه کاغذ که انتگرال ومشتق است استادپای تخته ومن پای دفترم هریک بفکر کار وگرفتاری خودیم استاد می نویسد او دنبال نان شب من نیزپای دفترم درجای دیگرم حل می شودگاهی چه زود این درس های سخت لیکن بفکر حل معمای دیگریم تکرار میشود همه جا این کلاس ها مصراع آخر چیزی به ذهنم نمیرسه!!!!!(عاقبت فی البداهه شعرگفتن)
فردا شب شب جشن بزرگ پیروزی افتخارآور کشورمون وشب الله اکبر ملت ایران ومصر ...... وخیلی اتفاقای بزرگ وزیبای دیگه ...... و یه اتفاق کوچیکه:تولد من..... افتخار میکنم که روز تولدم در دریای بیکران ملت ایران موج بزنیم و فریاد پیروزی سر دهیم......باهم......دست بدست هم......بیاد شهدایی که تقدیم انقلاب کردیم..... عیدتون مبارک
گوشه قهوه خانه ای می خفت رادیو باز بود وگوینده از مضرات پر خوری می گفت . . .
چون روایتی را شنیدید آن را بفهمید و عمل کنید، نه آنکه بشنوید و نقل کنید،
زیرا راویان حدیث فراوان و عمل کنندگان آن اندکند.


خبرنگاری یادم رفت
وقتی دیشب فهمیدم
پسر چهار ساله شهید مصطفی احمدی روشن،
هنوز خبر ندارد پدر را شهید کرده اند.
پسر را فرستادند خانه خاله،
سراغ بابا را نگیرد...
.
.
.
.
.
.
.
.
خدا ...........
اینجاست که میگویند جمجمهات را به خدا بسپار...
مشکی پوش..... سه روز قبل از اربعین..... بخشی از سر ...... یا حسین
ادامه مطلب





